+ ساغرم شکست ای ساقی - رفته ام زدست ای ساقی
خاطرات عمر رفته * در نظرگاهم نشسته بر سپهر لاجوردی * آتش آهم نشسته ای خدای بی‌نصیبان * طاقتم ده طاقتم ده قبله‌ گاه ما غریبان * طاقتم ده طاقتم ده ساغرم شکست ای ساقی * رفته‌ام زدست ای ساقی * درمیان توفان* برموج غم نشسته منم * در زورق شـکستـــه منـــم * ای نـاخـــدای عــالـم تا نـام مـن رقـم زده‌شـد * یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد * بــر ســرنـوشـت آدم ساغرم شکست ای ساقی * رفته‌ام زدست ای ساقی تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی * در ســــراب نــــاکــــامـیهــا * ای بــلای نافرجامیها نبــرده لـب بــــرجــامــی * می‌کشم به‌دوش ازحسرت * بارمستی و بدنامیها برموج غم نشسته منم * در زورق شـکستـــه منـــم * ای نـاخـــدای عــالـم تا نـام مـن رقـم زده‌شـد * یکبـاره مُـهـــر غـم زده‌شــد * بــر ســرنـوشـت آدم ساغرم شکست ای ساقی * رفته‌ام زدست ای ساقی حکایت از چه‌کنم؟ * شکایت از که‌کنم؟ که خود به دست خود آتش بردل خون شده‌ی نگران زده‌ام برموج غم نشسته منم * در زورق شـکستـــه منـــم * ای نـاخـــدای عــالـم تا نـام مـن رقـم زده‌شـد * یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد * بــر ســرنـوشـت آدم تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی * در ســــراب نــــاکــــامـیهــا * ای بــلای نافرجامیها نبــرده لـب بــــرجــامــی * می‌کشم به‌دوش ازحسرت * بارمستی و بدنامیها برموج غم نشسته منم * در زورق شـکستـــه منـــم * ای نـاخـــدای عــالـم تا نـام مـن رقـم زده‌شـد * یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد * بــر ســرنـوشـت آدم ساغرم شکست ای ساقی * رفته‌ام زدست ای ساقی ""معینی کرمانشاهی""


چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395

عنوان آخرین یادداشتها